March 08, 2006

کتابخانهء خالی ملی ایران

بنده به هر کسی که اینجا رو می‌خوونه، و یک عدد مدرک بالاتر از دیپلم داره، و یا دانشجو می‌باشد و می‌تواند یک عدد مجوز پژوهش بگیرد از دانشگاهش توصیه می‌کنم، تمنا می‌کنم، خواهش می‌کنم، التماس می‌کنم، که خانووم‌ها، آقایان، حَیف ست. این کتابخانه ملی ایران حَیف ست به جان عزیز خودم. امکانات خیلی خوبی داره. در مقایسه با جاهاییکه من دیدم کتابخوونه خووبیه. چه کتابایی، چه مراجعی... هر جور که بخواین. در ضمن اینترنت هم داره. در ضمن و بدتر از همه از قبرستون هم خلوت‌ تره. و اینه که دله آدمو می‌سوزنه. باور کنید اکثر کتابایی که بخواین اینجا پیدا می‌شه. این که می‌گم اکثر کتابا برای اینه که یه سری کتابا هنوز چیده نشدن. و احتمالا نمی‌‌شن. اینکه نمی‌شن خیلی موثق نیست. چون این حرف بانوی کتابداریست که اونجا بود و می‌گفت جا نداریم. درست یا غلطش رو نمی‌دونم.
ولی باور کنید که داره همین جوری خاک می‌خوره.
من بار اول که رفتم اینجا فکر می‌کردم الان با خیل عظیم جمعیت مواجه می‌شم و نمی‌شه و اینا. به خاطر همین زود رفتم. اما خلوت بود. خیلی خلوت. اونقدر که دلٍ من سوخت، برای اونهمه امکانات.
می‌دونین آخه هیچ مبلغی به عنوان هزینه از شما دریافت نمی‌شه.
این بهانه که دوره و نمی‌شه رفت هم به شدت مسخره‌ است. شما تشریف ببرید متروی جهان کودک اونجا هر نیم ساعت یکبار یک عدد مینی‌بوس میاد و می‌بره آدما رو دم در کتابخوونه. برگشت هم همینطور.
آخه نمی‌شه که همه چیز رو آورد، دم خوونه. من قبول دارم که ما در ایرن به شدت و انبوه مآبانه کمبود امکانات داریم. اما از همین که داریم هم استفاده درستی نمی‌کنیم. باور بفرمایید حرف بنده رو. می‌گید نه خودتون تشریف ببرید ببینید.