May 24, 2008

این‌ها تعدادی گزارش‌های سیستمی (system query ) هستند که گاهی خیلی به درد می‌خورن. از اونجایی که این‌ها رو بیشتر برای این می‌نویسم که کسی با search بهشون برسه کمی هم Eng قاطی‌ش می‌کنم. البته این‌ها توی MS Server 2005 اجرا می‌شن. چون خب می‌دونین که جدول‌های سیستمی دیگه به اون شکل توی 2005 وجود ندارن و بیشتر از view و sp های سیستمی استفاده می‌شه.

بعد دیگه اینکه بعضی از این‌ها رو search کردم، ولی متاسفانه آدرسشون رو نداشتم که لینک بدم. خدا من رو بیامرزه با این سرقت علمی. البته به جز این یکی که خیلی مطالب جالبی داره.

http://blog.sqlauthority.com/

اولی: چطور جداولی که ستونی دارن که identity هست رو پیدا کنیم.

Find the tables with identity:

SELECT SCHEMA_NAME(t.schema_id) + '.' + t.name AS SchemaTable, c.name AS ColumnName

FROM sys.tables AS t INNER JOIN

sys.identity_columns AS c ON t.object_id = c.object_id

ORDER BY SchemaTable

بعد با این گزارش می‌شه فهمید کدامیک از این identity دار ها؛ کلید اصلی (primary Key ) هستند

By this query you can find which of these identities are PK:

SELECT N.TABLE_NAME, N.COLUMN_NAME,

i.object_Id

FROM INFORMATION_SCHEMA.CONSTRAINT_COLUMN_USAGE AS N INNER JOIN

sys.identity_columns AS I

ON N.TABLE_NAME = OBJECT_NAME(I.object_id) AND N.Column_Name = I.name

LEFT OUTER JOIN sys.objects so

ON so.parent_object_id = I.object_id WHERE so.type = 'PK'

دومی: جداول master و detail با اسم جدول، و ستون و اسم رابطه

Find master and detail tables, their names, column names, relation name:

SELECT f.name AS ForeignKey,

OBJECT_NAME(f.parent_object_id) AS TableName,

COL_NAME(fc.parent_object_id, fc.parent_column_id) AS ColumnName,

OBJECT_NAME (f.referenced_object_id) AS ReferenceTableName,

COL_NAME(fc.referenced_object_id, fc.referenced_column_id) AS ReferenceColumnName

FROM sys.foreign_keys AS f

INNER JOIN sys.foreign_key_columns AS fc

ON f.object_id = fc.constraint_object_id

سومی: پیدا کردن نوع داده‌‌ی ستون‌ها (در جداول مختلف)

Find data type of fields:

SELECT

OBJECT_name(c.object_id) TableName

,c.name AS ColumnName

,SCHEMA_NAME(t.schema_id) AS SchemaName

,t.name AS TypeName

FROM sys.columns AS c

JOIN sys.types AS t ON c.user_type_id=t.user_type_id

ORDER BY c.object_id

چهارمی: این یه select روی دو تا جدول که توی دو تا پایگاه داده مختلف هستند.

Run a query on two tables which are on two different Databases:

select name2,t2.name

from testname join hrnames3..testname as t2

on testname.name2 = t2.name

پنجمی: فرض کنید یه سری جدول دارین که PKشون از نوع identityست. بعد این فیلدها توی یه جدول دیگه FK هستند. می‌خواین بدونین کجاها FK هستن.

برای اینکه واضح بشه یکم، فرض کنین شما چند جای مختلف شعبه دارین. هر کدوم از شعبه پایگاه داده خودشون رو دارن، و همگی ساختار مشابهی دارن. حالا می‌خواین اطلاعات همه رو یک جا جمع کنین. بعد خب طبیعیِ که یه سری رکوردها PK تکراری می‌خوره بهشون. بعد می‌خواین رنج بدین به PK هاتون. ولی باید جاهایی که PK شده FK هم به روز بشه، بنابراین این گزارش بسی به درد می‌خوره.

Find where PK with identity are FKs:

SELECT OBJECT_NAME(FK.parent_object_id) AS TableName,
COL_NAME(FK.parent_object_id, Y.parent_column_id) AS ColumnName
FROM sys.foreign_key_columns AS FK
INNER JOIN
(SELECT OBJECT_NAME(i.object_id) AS OID, n.COLUMN_NAME AS CName
FROM INFORMATION_SCHEMA.CONSTRAINT_COLUMN_USAGE AS n INNER JOIN
sys.identity_columns AS i ON n.TABLE_NAME = OBJECT_NAME(i.object_id) AND n.COLUMN_NAME = i.name
LEFT OUTER JOIN
sys.objects AS so ON so.parent_object_id = i.object_id
WHERE (so.type = 'PK')) AS TID ON TID.OID = OBJECT_NAME(FK.referenced_object_id)
AND
TID.CName = COL_NAME(FK.referenced_object_id,FK.referenced_column_id)

May 15, 2008

آن خط سوم

گاهی آدم‌ها همرنگ جماعت هستند. همراه و همقدم آنچه دیگران گفته‌اند و خوب خوانده‌اند، می‌روند و شادند.

گاهی آدم‌ها همرنگ جماعت نیستند. همراه و همقدم آنچه دیگران گفته‌اند و خوب خوانده‌اند، نمی‌روند. راه خود را خوب می‌دانند. و می‌دانند که همرنگ نیستند.
گاهی آدم‌ها همرنگ جماعت نیستند. و نمی‌دانند که همرنگ نیستند. راه خود را نمی‌شناسند. گاه در دام جماعت همرنگ می‌افتند، گاه دلتنگ جماعت همرنگ می‌شوند و برای ایشان دست تکان می‌دهند. ولی راه خود را می‌پیمایند. یافتن راه و پذیرفتن ناهمرنگی برای این آدم‌ها سخت است.

May 10, 2008

هه هه! بعد از اینهمه سال که از فارغ التحصیلی‌م می‌گذرد، امروز یهو فهمیدم که دیگه تابستون ندارم. الان فقط یه :( شدم یهو.

(از دیروز تا حالا از کامپیوتر خونه به reader دسترسی ندارم. مجبورم سرکار وبلاگ بخوونم فقط. یالا مشدی. (با اجازه))

May 09, 2008

من موش نیستم

یه برنامه‌ کودک بود. یه نمایش عروسکی. توی این برنامه یه بچه موشی دچار توهم شده بود و مریض شده بود و می‌گفت " من موش نیستم، من موش نیستم، من موش بازیگوش نیستم." بعد خانواده و دوستاش می‌گفتن "تو موش هستی، تو موش هستی، تو موش بازیگوش هستی."
درست این حکایت زندگی منِ. شاید برای همینِ که نافرم این یادم مونده. صحنه‌ها، ریتم... همه چیز.

May 07, 2008

Dina: He is a real nice guy, I like him a lot. He is really funny.

Joey: you got pregnant for funny. Dina! If he is funny, laugh.

Friends\S8\Eposide 10

May 05, 2008

دوست‌م که نداری، لااقل آزاده باش.

May 04, 2008

من آدم‌های زیادی رو می‌شناسم. آدم‌هایی از طیف‌های مختلف. آدم‌هایی که هر کدوم من رو مثل خودشون می‌دونن.
یکی از جمله‌هایی که زیاد توی زندگی‌م شنیدم، "آدم‌هایی مثل ما..." بوده. اون‌هم منی که شبیه به هیچ کس نیستم. راحت‌م. شاید با همه. نه همه. هفتاد، هشتاد درصد کسانی که دیدم. شاید زیاد ریاکارم. می‌گم زیاد، چون ندیدم کسی نباشه. چون هر کس چیزی می‌گه و من رو می‌بره توی گروه خودش، مخالفت نمی‌کنم. لبخند می‌زنم و می‌گذرم و می‌گذره.
دیروز مرخصی گرفتم. خوش روزی بود. الکی گذروندم‌ش. کسی نبود. موسیقی گوش می‌دادم و تمرین فکر نکردن می‌کردم. دراز کشیده بودم روی تخت. پنجره باز بود من آروم بودم. آروم. (مگه همه پارگراف ها باید به هم ربط داشته باشه؟)

حالا کسی هست که داره یه سر مشق دیگه می‌نویسه. مثل همه. نمی‌دونم لبخند زدن و گذشتنِ یا نرم برخورد کردن من که دیگران رو تشویق به نوشتن سرمشق برای من می‌کنه. می‌نویسه و من هر جاش رو بخوام خط می‌زنم. هر چقدر هم بتوونم رج می‌زنم.
تن نمی‌دم به آشفتگی نسلم. به روح افسرده‌ی تحقیر شده‌م مجال فکر نمی‌دم. ادعایی هم ندارم. من یه نفرم. یه نفری که همه‌ی خودش رو قبول می‌کنه. تنبلی‌هاش. نیروهاش. خواستن‌هاش. خواب‌هاش. رویاهاش. دست برداشته از هر بایدی. نباید رو تنها گذاشته روی محدود نکردن و آزار ندادن خودش. می‌دونه اینجوری به جایی نمی‌رسه. ولی برای رسیدن سختی به خودش نمی‌ده. می‌ایسته به تماشا، اگه دیدنی‌یی باشه.

May 03, 2008

She is a really boring woman, she is a teacher. She is really into history and she loves puzzles. She even reads for pleasure.


Friends, session 9 , Episode 14 - The One With The Blind Date


May 02, 2008

مردان خوش‌پوش، لیوان‌های شراب را یکی پس از دیگری بالا می‌رفتند. صحبت می‌کردند و با صدای بلند می‌خندیدند. من در تنهایی ماهی‌ام را می‌خوردم. هنگامی که دست از خوردن کشیدم،‌ فقط سر ماهی و تیغ‌های آن باقی مانده بود. بشقابم را تمیز کردم و سس خامه را با تکه‌ای نان پاک کردم. بعد با کاردم، سر ماهی را از اسکلت بدنش کندم. سر ماهی و تیغ‌های آن را در کنار هم، بالای بشقاب سفید و تمیز قرار دادم. این کار هیچ معنای خاصی نداشت. فقط از این کار خوشم می‌آمد. بالاخره بشقاب را بردند و قهوه آوردند. (1)

▪▪ اولین داستانی که از موراکامی خواندم در مجموعه‌ی خوبی خدا بود. داستان خوبی بود. در مجموعه‌یی که در کل دوستش نداشتم، داستان موراکامی خوب بود. شیرینی عسلی.
چند وقت پیش مطلبی رو در مورد موراکامی خووندم و فکر کردم، چه نویسنده‌ی خوبی که آثارش از ژاپنی به انگلیسی و بعد به فارسی ترجمه می‌شه. چه استعدادی... .
دوباره پارگراف اول رو بخوونین.
این روزها دارم مجموعه‌ی کجا ممکن است پیدایش کنم رو می‌خوونم. و... شگفتا! (:دی) به اینام می‌گن داستان جدی؟؟؟
به قول دوستی، این روزا انگار مد شده که فیلم‌ها اینجوری تموم بشن، که آخر فیلم یه
so what بزرگ بشینه توی ذهن‌ت. فیلم‌ها انگار تموم نمی‌شن.
داستان‌های این مجموعه هم، شامل این مد می‌شن. با این تفاوت که آدم دچار این حس می‌شه که خب به من چه... .
این پارگراف بیشتر از همه منُ عصبانی کرد. داستان‌ها پر از جزییات هستند. جزییاتی که گفته بشن یا نه هیچ اهمیتی نداره.
من عاشق نویسنده‌های هستم که به جزییات می‌پردازن. مثلا سلینجر، یا یوسا... . ولی این‌که چه چیزی رو دقیق و کامل توضیح بدی و چه چیزی رو نه، هنر نویسنده‌گیِ.
حالا مهم نیست که موراکامی نویسنده مطرحی شده. مهم اینه که یعنی ما بین داستان نویس‌های معاصرمون، کسی رو نداریم که آثارش ارزش این رو داشته باشن که در سطح بین‌المللی مطرح بشن؟ به نظر من داریم. هستن کسانی که حداقل در سطح موراکامی باشن. ولی خب تا وقتی آقای ناظر اینا، همچین حرفی می‌زنه،
[+] و به خاطر نوشتن زندانی و ناشران ما بودجه ندارند و ... و ... و ... امکان نداره که ما فراتر از ایران نام‌ِ آشنایی داشته باشیم.
پس تا سال‌ها، به سلامتی موراکامی، ، لیوان‌های شراب را یکی پس از دیگری بالا می‌رویم.

1. کجا ممکن است پیدایش کنم. هاروکی موراکامی، بزرگمهر شرف الدین. نشر چشمه. چاپ اول. صفحه‌ی 89. داستان سگ کوچک آن زن در زمین.

April 28, 2008

460

گاهی آدم 'بلو' بین لازم می‌شه.

(اینقدر من دلم می‌خواد پنج شنبه جمعه خوش باشم که همش به عجله می‌گذره. و یادم می‌ره قرار بوده چی بشه.)