وقتی آدم از چیزی خوشش میاد، میتوونه بدون دلیل بگه که من از این خوشم اومده. اما وقتی از چیزی بدش میاد، بهتره که برای بد اومدنش دلیل بیاره. اما من نمیتوونم دلیل بیارم. این بار بدون هیچ دلیلی باید بگم که در کمال تاسف و تاثر من از خوبیِ خدا خوشم نیوومد. نمیدوونم چرا. اما خب جز داستان آخر(جهنم-بهشت) بقیه داستانها خیلی چنگی به دل نمیزنه. شاید بهتر باشه بگم به دل من. شاید چون خیلی زیاد، خیلی بیشتر از اینها انتظار داشتم. شاید چون برقراری ارتباط با داستان کوتاه سخت تره. شاید چون من از داستان کوتاه فارسی بیشتر خوشم میاد. شاید. نمیدونم
بعد از خووندن این پست فکری به ذهنم رسید. امیدوارم این یکی مثل تمام افکار این روزهام نره پی کارش برای خودش. چند وقت پیش
بعد از استفادهٔ مکرر از سایت وبستر دات کام، به این فکر افتادم که چرا فارسی نداریم همچین چیزی. خبر داشتم از لغتنامهٔ دهخدا. فکر کردم چرا این لغتنامه روی وب نیست. فکر کردم بد نیست اگه یه تحقیقی بکنم که اگه کسی مشغولش نیست، چند تا آدم مثل خودم رو جمع کنم دور هم و بعد... . نتیجهٔ تحقیق این بود که موسسهٔ دهخدا نمیخواد همچین کاری انجام بشه. چرا مردم مفت و مجانی بیان ازش استفاده کنن؟؟؟ من هم بی خیال شدم کلا. اما حالا یه فکر دیگه دارم. اگه بتوونم انجامش بدم، حداقل خودم رو نجات میدم