جا دارد بازگشت پیروزمندانه این آقا و این آقا، و منزل نوی این خانوم و این آقا و نیز رخت و لباس نوی این خانوم را تبریک عرض کنیم
خدا رو شکر هزار بار که دکتر کوتاه آمد و یک چیز دیگر را هم قبول کند دیگر ملالی نیست. البته این را به خاطر خودمان نمی گوییم ها! خواهر جانمان و مادر جانمان دلشان نمی خواهد زود شب بشود. چرایش را نمی دانیم.
دعای اولین شنبه سال: خدایا به ما اراده یی ببخش که در عمل له تمام تصمیماتمان کم نیاوریم.
آخرین اطلاع رسانی: پس از گذشت یک سال و خانه نشینی یک ساله با خودمان عهد کرده ایم که چنانچه تا آخر اردیبهشت امسال نرفتیم سر کار و یا سر کارمان نگذاشتند، دیگر "نه تو مانی و نه من" دیگه از ما گفتن بود. دیگه حالم بد شد از بس فقط فیلم دیدم و کتاب خووندم. دلم می خواد برم سر کار.شده بشم منشی مطب دکتر، می شم
افزودنی: ناگوار که آدم یه وقتا فکر می کنه اگه ننویسی می میری

2 comments:

یاسمن said...

امیدوارم که زودتر بری سر کار مورد علاقه ات

Anonymous said...

mamnon aziz az linket. merci. Soodaroo