هزار دستان به چمن، دوباره آمد به سخن


سلام! روز و روزگارتون نو!
از بس خووندم بوی عید نمیاد و اصلا امسال چه روز نویی و کجاست بهار، این حس بهم دست داد که بویی که به مشامم می خوره همون بوی گند روزهای پیش. و من اشتباه می کنم. ولی این بو رو هر سال همین موقع ها حس می کنم ها! نمی دونم... . به قول شاعر "مگه می شه گفت که دل شکسته سال نو نداره؟" تازه اینهمه از جنگ نترسین بابا جان!!! من یکی که هفت نوروز اول زندگیم رو در جنگ سپری کردم، شما رو نمی دونم. به نظر من که سعی کنین ازش لذت ببرین. یه وقت دیدن دور از جونتون و برای دشمنتون، سال دیگه توی همین مملکت نشستین دارین برای کریسمس خرید می کنین، جای سبزه کاج خریدین و جای حاجی فیروز یه بابانوئل چاق و چله دارین ها! از ما گفتن بود. حالا هی بشینین غصه بخورین، نوش جان!

2 comments:

موسیقی آب گرم said...

سال نوت مبارک!

از زندگی said...

چی بگم والله! من که از این تصویر خوشگلی که گذاشتین اینجا خیلی خوشم اومد. برای سال جدید هم براتون آرزوهای خوب می کنم.