je pense, donc je suis

درد دل‌های یک انسان، در عصر رسانه

اینکه آدم بتواند به راحتی بگوید من فکر می‌کنم...، و یا عقیده من این است... کمی مسخره به نظر می‌رسد. انسان این دوران با اطلاعانی احاطه شده که فرار از آنها ناممکن است. انسان‌های پشتِ واژه‌هایی مثل ارباب رسانه‌ها، روزنامه نگار، متخصص خبری، شعار ساز، نویسنده و امثال اینها ذهن انسان هم عصر ما را شکل می‌دهد. کم پیش می‌آید انسان معاصر فکر کند.

در حالت خوش‌بینانه می‌توان گفت انسان تغذیه‌ی اطلاعاتی می‌شود. ولی این حرف یک دروغ بزرگ است.

انسان امروز مجبور به فکر کردن و پذیرفتن اندیشه‌ی خاص است. این اندیشه‌ی خاص را رسانه‌ها شکل می‌دهند.

این روزها ما چیزی به معنی دقیق کلمه‌ی خبررسانی نداریم. اغلب روزنامه‌ها تفسیر خبری در اختیار خواننده می‌‌گذارند تا خود خبر را. بیشتر خبرهایی که می‌خوانیم در پارگراف اول متن اصلی خبر را در بر دارند، و در پارگراف بعدی خواننده با اصطلاحاتی همچون، شایان ذکر است... ، این در حالیست... هدایت می‌شود به سمت و سویی که روزنامه‌نگار می‌خواهد.

شاید بتوان گفت خبرهای مکتوب قدرت فکر بیشتری را در اختیار خواننده می‌گذارند، ولی رسانه‌های صوتی و تصویری، با بازیگری گوینده‌گان خبری آنچه می‌خواهند بیننده و یا شنونده برداشت کنند را به راحتی القا می‌کنند. (این موضوع محدود به مرزهای سرزمین ما نیست. این هنر رسانه‌هاست. در همه جای دنیا)

اگر آدمها می‌توانستند مثلا، شش ماه، دور از نوشته‌ها و خبرهایی باشند که هر روز در اختیارشان، قرار می‌گیرد آنوقت شاید می‌توانستند ادعا کنند که من فکر می‌کنم.

البته این روزها به یاری تکنولوژی، انسان مختار است که منبع خبری خود را انتخاب کند. (این اختیار در ایران محدود است.) شاید انسان بتواند آن دسته‌یی را انتخاب کند که با فکرش (؟) همراه تر هستند.

مثلا، در روزی که اغلب کاربران اینترنتی و بیننده‌گان کانالهای ماهواره‌یی تصویر دختری را در ایران دیدند که جیغ می‌کشید تا سوار ماشین پلیس نشود، صدا و سیما در اخبار ساعت 14 (یکی از اصلی‌ترین ساعت‌های پخش خبری) تصویری از پلیس اسپانیا پخش کرد که به ضرب و شتم یک متهم مشغول بودند. چند در صد از مردم ایران فکر کردند خدایا شکرت که پلیس ما اینطور برخورد نمی‌کند؟

فرار از خبرها روز به روز سخت‌تر می‌شود. یا باید کاملا ایزوله زندگی کنیم، یا تا حد زیادی فکرمان نه با ماده‌‌ی خام، که با ماده‌یی پخته و پرداخته شده تغذیه می‌شود.

هر چند تصور دنیای بی‌رسانه، سخت‌تر از آن است که ممکن باشد، ولی کاش کمی فرصت اندیشیدن مستقل داشتیم.

1 comments:

ماکان said...

فکر می کنم هنوز هم هستند کسانی که فکر می کنند....تازه در اکثر مواقع رسانه های مختلف اخباری متضاد هم ارائه می کنند....آدم مجبور میشه فکر کنه