برادر محترم، مانند اغلب دانشجویان محترم این مرز و بوم، کارهای پروژه یی دانشگاه را نگه داشته اند برای این روزهای آخر. یکی از این کارها ترجمه یک مقاله برای درس زبان تخصصی. من هم چند صفحه یی رو جور کردم و بعد این گفتگوی ماست در ساعت 5 بامداد 21 خرداد

من: تموم شد؟

ب: داره می شه.

ب: ولی من به این نتیجه رسیدم که تو این کار رو برا خودت کردی.

من: چطور؟

ب: آخه اگه ترجمه نکرده یودی، خواهرم به گ... می رفت. پس به نفع خودت کار کردی.

این گفتگو یعنی دستت درد نکنه. خیلی لطف کردی.

3 comments:

ali said...

:))

ماکان said...

خوب این هم روش نسل سومیه دیگه!

hedieh said...

modele ba mazeyiiiiiiiist!