روز سوم می توانست فیلم بهتری باشد، اگر...، اگر محمد حسن لطیفی به باران کوثری می‌گفت که آدمی که تفنگ بر پیشانی می‌گذارد که بزن بیشتر از این حرف‌ها می‌ترسد. نه اینجور که انگار حالا بزن ببینیم چی می‌شه. اگر، محمد حسین لطیفی به باران کوثری می‌گفت که زنی که در معرض خطر تجاوز قرار می‌گیرد بیشتر از اینها می‌ترسد. اگر محمد حسین لطیفی به سرباز عراقی می‌گفت (یا می‌توانست بگوید) که مردی که می‌خواهد تجاوز کند اینطور رفتار نمی کند (این قسمت از نوشته عوض شد). اگر محمد حسین لطیفی ناگهان و در یک کانال محاصره شده یادش نمی‌آمد که همه گذشته این آدمها را باید به بیننده بگوید. یک جا و در قالب وصیت. اگر آقای مهندس ناگهان و در هنگام مرگ عکس معشوق را نمی‌دید.
ولی این حالت مقدس نبودن جنگجو‌های ایرانی و در عین حال لوده نبودن آنها کاری بود که محمد حسین لطیفی موفق شده بود به درستی انجامش دهد. و همچنین خنگ نبودن عراقی‌ها. و البته صحنه وصیت فرمانده در پایان فیلم که کار خوبی بود. و ... .
سینمای ایران به شدت به کمک نیاز دارد. کاش تنهایش نگذاریم.

افزودنی خیلی خیلی بی ربط: ننه کاش تو هم وبلاگ داشتی

و پاسخ ننه

2 comments:

ماکان said...

مگه اکران روز سوم شروع شده!

چندگانه said...

یه چند وقتی هست. دور از جون شما