بعد قبل‌ترش، سووشون یه مدتی شده بود کتابِ دعام. هی هزار بار می‌خووندمش. خوونده بودمش. دیگه شده عکس برام نه حروف الفبا. که نوشته، به اتاق خواب رفت و در کشو قفسه به دنبال میل کرک بافی و کرک گشت تا اضطراب و دلزدگی خود را لای کرکها ببافد.

0 comments: